تبليغاتX
نگاه بی حجاب
 

 

اصولا انسان وقتی درباره پیام مذاهب می اندیشد و میکوشد که با عقل و جان و دل به محتویات ارمغانی آنها گوش کند، انتظار دارد که چیزی انسانی و ارزشمند و زیبا و لطیف و شایان ستایش برای بهزیستی و به اندیشی و به گفتاریِ انسانها در لابلای اصول اعتقادی اش ،کشف کند. ولی وقتی شاهد جنایتها و کشتارها و خباثتها و شکنجه ها و خونریزیها و ویرانگریها و جانستانیها و تخریبها و هزاران تبهکاریها و کثافتکاریها و ریاکاریها و تظاهر کردنها و سالوسیها و حیله ها و دسیسه ها به نام مذهب و خدا و امثالهم می شود، آنگاه است که نه تنها سکوت را خیانتی به انسانها می داند؛ بلکه بایستی دیر یا زود برای رسیدن نوبت قتل خود نیز، لحظه شماری کند. مذهبی که از ابتدا دستور تجاوز به شیر خواره و کودک و زن و مرد و کافر و دشمن و شیر و پلنگ و موش و عقرب و خر و الاغ و شتر را صادر کرده است . مذهبی که برای سرنوشت انسانها ، هرگز مسئول و نگران نیست و تمام ساختمان عقیدتی اش در راستای قلع و قمع آنانی می باشد که حاضر نیستند در برابر اقتدار و تسلط ائمه ی جبار آن مذاهب ، تسلیم شوند، مذهبیست که در متلاشی کردن تمام تار و پود آن، هرگز نبایستی ثانیه ای تاخیر کرد. مذهبی که خونریزی و شهادت را تقدیس کند و قاتل را بستاید و برای جنایتهای دهشتناکش، وعده های طلایی همچون حوریان باکره بهشتی بدهد، چنان مذهبی را بایستی دقیقه به دقیقه، زیر ضرباهنگ مطالب کاملا رادیکال و ریشه بر انداز گذاشت؛ زیرا مومنان و موکلان و شمشیر کشان چنان مذاهبی ، همچون غده های سرطانی هستند که به جان و زندگی آدمی هجوم آورده اند. مذهب را زمانی می توان به رسمیت شناخت که تمام معتقدین و مومنان و پیروان آنها (مهم نیست که چقدر به مبانی آن مذاهب، معتقد باشند) هرگز در راستای شیاف و تحمیل و زورچپانی موزیانه و قهارانه مذهب خود ، بر وجدان و زندگی دیگر انسانها نکوشند و نه تنها از هر گونه خونریزی و قتل عام و ترور پرهیز کنند، بلکه در راستای نگهبانی از جان و زندگی نیز گام بردارند و تلاش کنند. مذهبی که برای زیبا آرایی باهمستان انسانها  نباشد، مذهبیست ضد زندگی و فرهنگ بشری و بایستی آن را منسوخ و متلاشی کرد.
با همه این حرف ها به نظرم کلیدی ترین معضل سرزمین ما، همین اسلامیت در تمام ابعادش است. از نوع بدوی آن گرفته تا نوع بسیار مدرن نمای خوش ادا و اطواری اش. از نوع شریعتی اش گرفته تا سروش این روزها . ما بدون تفکر کاملا عریانِ ابعاد اسلام و کنترل رفتارهای خشونت آمیز فعالان اسلامیت هرگز نمی توانیم کوچکترین امیدی به در کنار یکدیگر زیستن داشته باشیم و آینده و فردایی نیز برای فرزندان خود، آرزو کنیم. گریختن و پشت گوش انداختن و اهمیت ندادن به این معضل خانمانسوز تر از اعتیاد به معنای پذیرفتن حاکمیت و اقتدار فقاهتی و کمک کردن به چرخاندن چرخ آسیاب خونریزی و ویرانگری آن می باشد. مسلمانان و نو اندیشان مذهبی بدانند ، اسلامیت زمانی شایسته احترام می باشد که تمام مسلمانان بدون هیچ استثنائی با دستان خود و با آگاهی و شعور به ذوب کردن شمشیر اقتلویی در رفتار و گفتار و کنشهای خود رو آورند و با چنین کاری ثابت کنند که به دایره آدمیگری و انسان بودن گام گذاشته اند. آن زمان است که اسلامیت بدون شمشیر و فتوا می تواند بخشی از باورهای شخصی و کنترل شده و قانونمند به حساب آید. ولی اگر مسلمانان و نایبان امام زمان بخواهند با مهر و امضا از ته چاه جمکران و پس از صرف کله پاچه ، همچون گذشته هزار و چهار صد ساله اسلامیت به توحشگری و ددخویی پایبند بمانند و شمشیر اقتلویی خودشان را بر روی غیر مسلمانان بکشند، بنابر این باید گفت که رادیکالترین دست نوشته ها در حق اسلامیت و فونکسیونرهای آن، جای هیچ چون و چرایی ندارد که ندارد و ضرورت شبانه روزی نیز دارد و  البته  یک در دنیا و صد در آخرت ثواب خواهد داشت . اسلامیت بایستی به همان چهار دیواریِ خانه مومنانش بازگردد و پایش را به اندازه ی گلیمش دراز کند. ایران، هرگز و هرگز، خاستگاه و ملک طلق اسلامیت نیست که نیست؛ بلکه فقط مردم ایرانزمین و فرهنگ 7000 هزار ساله آنان هست که حدود و ثغور وجود میهمانان را معین می کند و رقم می زنند نه چیز دیگری ! ...

 

پی نوشت :

ویلدرز ، نماينده مجلس هلند که چندی پیش فیلم جنجالی فتنه رو ساخته بود گفت :
"مسلمانانی که می خواهند به کشور ما بیایند،
باید نیمی از قرآن را پاره کرده و به دور بیاندازند! »
خبرگزاري انتخاب :
ویلدرز نماينده مجلس هلند سه شنبه هفته گذشته ضمن توهين به اسلام خطاب به مسلمانان گفت: « مسلمانانی که می خواهند به کشور ما بیایند، باید نیمی از قرآن را پاره کرده و به دور بیاندازند! »

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب ، وی همچنين در وقيحانه ترين
( بخوانید شجاعانه ترین ) جسارت خود گفته بود: اگر محمد(ص) الان زنده بود نيز از كشور با بی آبرويی اخراج می شد . »
تاكنون فتح از فلسطين؛ دولت مصر و همچنين عربستان سعودی و همچنین جمهوری اسلامی نسبت به اين اهانات موضع گيری رسمی كرده اند . 
سفارت عربستان سعودی در شهر لاهه از نماينده مجلس هلند خواست كه از مسلمانان عذر خواهی كند. وليد عبد الكريم الخريجی همچنين تاكيد كرد: هدف از این درخواست متوقف كردن توهين به اسلام و قرار دادن يك مرز و حد برای آن است. روزنامه سعودی الوطن نيز نوشت: اين سفارت از طرف هلندی خواست كه حد و مرز بیشتری را در مثل اين بيانات و افعال نگه دارد.

نگاه بی حجاب هم اعلام کرد : از شواهد و قرائن پیداست که نماینده ی محترم مجلس هلند فقط نصف قرآن رسول الّله  را مطالعه کرده اند!!!!! 

 

 

 

+  جمعه سی ام فروردین 1387   اشکان  * 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

متاسفانه مسئله ای که بسیاری از آزادی خواهان ومردم در آن دچار اشتباه هستند:

اسلام به ذات خود عیبی ندارد ، هرچه عیب است از مسلمانی ماست! اسلام خودش مشکلی نداره، این آخوند ها خرابش کرده اند، اسلام ربطی به آخوند نداره، اینها برای خودشون همه چیز رو عوض کرده اند! حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت اسلامی نیست!

باز هم تاکید بر بی گناهی دین ! اونهم  اسلام !

تاریخ اسلام بقدری وحشتناک و زشت است و این کارنامه بقدری سیاه است که آبرویی برای اسلام نمیگذارد. در 1400 سال گذشته هیچوقت و در هیچ یک از سرزمینهایی که مسلمانان در آنجا اکثریت بوده اند، اسلامگرایان نتوانسته اند یک نظام مردمسالار و انسان محور را پدید بیاورند که بتوانند به وجود آن افتخار کنند و آنرا نشانه ای از ایده آل خود بدانند. بلکه همواره اسلامگرایان شعار حکومت اسلامی را میدهند و بعد از اجرای قوانین غیر کاربردی و روشهای نابخردانه اسلامی مشاهده میکنند که گند به بار آورده اند، و بعد از آن ادعا میکنند که این اسلام نبوده است، اشکال از ما بوده است!

پرسش اساسی این است ، دینی که 1400 سال نتوان آنرا پیاده کرد و پیاده شدن آن تنها حکومتهای فاشیستی و ظالم را پدید آورده است، آیا دینی کاربردی است؟ اندیشه ای که به مدت 1400 سال در بیش از 20 کشور اسلامی به بوته آزمایش گذاشته شود و در امتحان خود رد شود آیا اندیشه ای به درد نخور و مزخرف نیست؟ چگونه است که اسلامگرایان ، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را سمبل کمونیسم میدانند و نابود شدن آنرا نشان بی ارزش بودن عقاید کمونیستی میدانند؟ اما نابودی و فلاکتی که اسلام در تمام مدت حیات خود به بار آورده است و نتیجه رقت آوری را که همیشه در اثر اجرا کردن قوانین اسلامی حاصل میشود را نشانه غیر کاربردی و بدرد بخور نبودن عقاید دینی خود نمیدانند؟

اشکال کار اینجاست که مسلمانانی که این ادعا را میکنند اسلام را نمیشناسند. این افراد تنها نام ایده آل های خود را اسلام میگذارند، اسلام را به رنگ افکار خود میبینند، نه اینکه خود رنگ اسلام بگیرند. براستی به افرادی که به نظام آیت الله ها که هرکدام چند دهه را به تحصیل و تدریس علوم دینی پرداخته اند، اتهام نفمیدن اسلام را میزنند باید چه گفت؟ چگونه ممکن است شخصی که خود را روشنفکر میداند، چون ریش و پشم ندارد و یا روسری و چادر ندارد، و یا اینکه مشروب میخورد و یا دوست پسر و دوست دختر دارد، شخصی که در تمام عمر خود به اندازه انگشتان دستش در مورد اسلام کتاب نخوانده، افرادی مثل مطهری را که بیش از 50 کتاب راجع به اسلام نوشته است، متهم به کج فهمی اسلام کنند؟ اشکالی که این افراد دارند این است که از آخوند ها بخاطر ریش بلند آنها و شکم گنده آنها بدشان می آید، لذا اسلام آنها را دروغین میدانند، در حالی که این افراد وجود تخیلاتی مثل امام زمان را مدیون همین آخوند ها و روضه خوان ها هستند و باید بسیار ممنون و شاکر آغایان علمای حوزه علمیه قم باشند، زیرا اکثر مفاهیمی که از آنها برای دفاع از اسلام سود میبرند ساخته و پرداخته همان آخوندها هستند، و این آخوندها هستند که دین آنها را تئوریزه کرده اند و این لقمه جویده شده را در دهان آنها گذاشته اند.

بسیاری از مردم ایران از اسلام تصوری کاملا خیالی و غیر واقعی در ذهن دارند . وقتی میگویند اسلام واقعی منظورشان آن اسلامی نیست که قرآن می آموزد و محمد پیامبرش است، بلکه منظورشان اسلامیست که خودشان پیامبر آن هستند و از تخیلات و ایده آل های خود آنرا در ذهن پرورانده اند. هرچه زیبایی است به اسلام نسبت میدهند و هرچه زشتی است اسلام را از آن مبری میدانند و این مطلق اندیشی و جزمیت است که این قوم را به اوج جهالت میرساند. این درحالی است که روش علمی و درست مطالعه یک اندیشه هرگز اینگونه نیست، ما برای درک یک اندیشه باید تمایلات خود را کنار گذاشته و فرضیات پیشین خود را باطل فرض کنیم ، آنگاه به سراغ آن اندیشه برویم، و جوهر آنرا درک کنید، حال اگر این جوهر صحیح (و نه لزوماً خوش آیند) است آنرا پذیرفته و در غیر اینصورت آنرا رد کنید.

از همان اولین روزهای ظهور اسلام در جزيره عرب، اسلام فرم سیاسی داشته است تا به همین امروز، بعد از محمد که خود حکومت اسلامی تشکیل داد تا زمان ابوبکر، عمر، عثمان،علی، بنی امیه، بنی عباس و تمامی سالهایی که ترکها، عربها، افغانها و مغولها بر ایران حکومت کرده اند همواره اسلام نقش اساسی داشته و خیلی از قوانین و مفاهیم اسلامی پیاده ميشده است، مگر در دورانهای بسیار کوتاه مدتی مثل دوران نادر شاه و یا امیرکبیر و اواخر دوران محمد رضا شاه . اما مسلمانان هیچ کدام از این حکومت ها و حاکمین را مسلمان یا اسلامی نمیدانند، البته جای شکرش باقی است که حداقل عده ای از اسلامگرایان حداقل حکومت جمهوری اسلامی را اسلامی و بنیانگذار آن روح الله خمینی (اولین نماینده خداوند بر روی زمین بعد از 1400 سال) را مسلمان میدانند! دلیلی که پشت این قضیه وجود دارد این است که تاریخ این حکومتها و حاکمین بقدری کثیف و زشت و ناپسند است که اکثر مسلمانان از بر عهده گیری این حقیقت که این افراد مسلمان بوده اند وحشت دارند! 

جدا از اینکه آنچه مسلمان میکند و آنچه اسلام است میتواند متفاوت باشد، اما تاریخ اسلام مسلماً آن چیزیست که مسلمین انجام داده اند! بنابرین تاریخ اعمال زشت و پلید اسلامگرایان را ثبت کرده است و در جلوی ما گذاشته است و ما خود در عصری زندگی میکنیم که پلیدی و زشتی آنچه دانشمندان اسلامی انجام داده اند را شاهد بوده ایم! حال مسلمانان بسیار تلاش دارند تاریخ اسلام را از ماهیت اسلام جدا کنند و به شدت معتقدند تاریخ اسلام ربطی به اسلام ندارد، و حتی اعمال علی و محمد و  جنایات عمر و بعدها بنی امیه و بنی عباس و.... تا سر انجام دستگاه خلافت اسلامی خمینی ربطی به اسلام نداشته و ندارند. چرا ندارند؟ آیا آنچه امروز وضعیت مسلمانان است نتیجه تربیت و محیطی نیست که اسلام برایشان پدید آورده؟ فصل مشترک تمامی کشورهای اسلامی که در فقر و فلاکت و بدبختی یکی بدتر از دیگری هستند چه چیزی به غیر از اسلام میتواند باشد؟ آیا غیر از این است که درهر کشوری که اسلام وجود دارد از دموکراسی و حقوق بشر خبری نیست؟

مسلمانان هر روز نماز میخوانند، اما در مورد روش خواندن این نماز با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پیامبر اسلام 23 سال پیامبری کرده است یعنی تقریباً 8000 هزار روز زندگی کرده است، و اگر روزی 5 بار نماز خوانده باشد در کل 40 هزار بار نماز خوانده است، و هر نماز نیز چند رکعت بوده است، اما مسلمانان هنوز سر این مسئله با یکدیگر اختلاف نظر دارند که آیا دستهای محمد هنگام نماز خواندن جمع بوده است یا آویخته بوده است، آیا بر روی مهر نماز میخوانده است یا نه. و حال آنکه نماز ستون دین است، وقتی اساسی ترین مسئله و ستون یک دین اینقدر تق و لق باشد، چه انتظاری میتوان از سایر مسائل داشت؟

از کسانیکه مدعی پیاده نشدن دین اسلام در طول تاریخ هستند و برداشت سنتی را قبول ندارند باید پرسید که، اگر اسلام اندیشه ایست که 1400 سال است وجود دارد، و در این همه کشور مسلمان دنیا در طول این مدت وجود داشته و همانطور که خود مسلمانان معترف هستند نتیجه خوبی نداده و هیچ کدام از چنین جوامع اسلامی را به سعادت نرسانده است، و کشورهای اسلامی همه فقیر و جهان سومی و استبدادی و یکی بدبخت تر از دیگری هستند، آیا این بدان معنی نیست که این اندیشه غیر قابل اجرا و بدرد نخور است؟! آیا نباید اندیشه ای که چنین نتایج وحشتناکی را بوجود آورده است و هرجا به قدرت رسیده است اختناق و فقر و پلیدی به بار آورده است را مضر خواند و آنرا دور انداخت؟ آیا بهتر نیست دنبال مفاهیمی باشیم که قابل اجرا باشند؟ و حداقل به کرات نتایج بد ببار نیاورده باشند؟ اگر این همه آدم در این همه کشور دنیا نتوانسته اند اسلام را پیاده کنند، مسلماً این دسته از اسلامگرایان نیز بر اساس قوانین احتمال ریاضی نخواهید توانست! یا احتمال پیاده شدن اسلامی باب میل این افراد آنقدر کم است که در عرصه عمل این ایدئولوژی آنها کاملا مخرب و غیر مفید است. آن اسلام خیالی که مسلمانان از آن حرف میزنند و مدعی آن هستند در واقع پیاده شدنش تلخ ترین نتایج را بوجود خواهد آورد. خودشان نیز آنرا میدانند، میگویند امام زمان با ظهور خود آنقدر آدم خواهد کشت که تا زیر لگام اسبش یا در برخی از روایات تا زیر گردن اسبش خون جمع خواهد شد! اسلامی تر شدن یک جامعه و یک حکومت یعنی چی؟ اسلامی تر شدن یعنی دست دزد را بیشتر قطع کردن، بیشتر سنگسار کردن، بیشتر حکم ارتداد را پیاده کردن، آیا مسلمانان واقعا اینقدر کودن هستند که فکر میکنند با پیاده شدن بیشتر مفاهیم دینیشان، کشور ما پیشرفت خواهند کرد؟

نتیجه آنکه اگر قرار باشد پیاده شدن اسلام در جامعه را بسنجیم باید اصل را برداشتی از اسلام قرار دهیم که برداشت اکثریت و معروف به برداشت سنتی از دین است، یعنی همان نظرات آیت الله های انسان ستیز و دایناسور حوزه علمیه قم. با قبول این اصل حال باید دید آیا رفتارهای جمهوری اسلامی کاملاً مبتنی بر این برداشت از دین بوده است یا نه؟

پاسخ به این سوال نه است،

موسیقی حرام است، زناکار را باید سنگسار کرد، دست و پای دزد را باید برید، مرتد را باید کشت،

اما این قوانین بقدری نابخردانه و غیر انسانی هستند که به دلیل مبارزات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی آیت الله ها هرگز نتوانسته اند آنها را به جامعه تحمیل کنند، از طرفی این قوانین بعضاً بسیار مضر هستند، اما به مرور زمان منسوخ شده و از بین خواهند رفت، لذا پیاده کردن این نوع اسلام پرداخت هزینه های زیادی را میطلبد که جامعه ایرانی حاضر به پرداخت آن نشده است، و ما باید بسیار خوشحال و مغرور باشیم که اجازه نداده ایم اسلامگرایان این قوانین وحشیانه را در کشور ما پیاده کنند.

در برخی از موارد، قوانین و اصول اسلامی نه بطور کامل بلکه بطور ضمنی پیاده شده اند، از آن جمله کشتن و ترور مخالفان اسلام است. از نظر اسلامی کسی که عمل آن غیر اسلامی باشد اما ظاهر وی اسلامی باشد و ادعای اسلامی بودن بکند اما در واقع به کفر نزدیکی بیشتری داشته باشد منافق حساب میشود، یعنی همانگونه که آخوندها سازمان مجاهدین را سازمان منافقین مینامند، سازمان مجاهدین نیز آخوند ها را منافق میداند. و این در تاریخ اسلام بسیار رایج بوده است که گروهی از مسلمانان گروه دیگر را به دلیل اختلافات ایدئولوژیک منافقین و خوارج بنامد و آنها را تار و مار کند. بعبارت دیگر دگر اندیش مسلمان در اسلام سیاسی منافق خوانده میشود ! 

لینک مطلب در بالاترین  

 

+  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387   اشکان  * 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

امروز چهره شیر ژیان پرچم ملی سه رنگمان را با دقت بیشتری نسبت به گذشته نگریستم، هزار ها قرون و اعصار طولانی ، پیکره زیبای خورشیدی را که سمبل نور و گرمای وجود میترا، الهه تابندگی است را در پشت سترگ و نستوهش حمل خستگی میکند.  با همه صلابتی که دارد، کمرنگی از سیمایش هویداست.

اما .....

نگاهش کنید که چه لبخند زیبایی را به فرزندان مام میهنش ارمغان میکند. گویی در صدد است تا بگوید: "من، خستگی همه این هزاره های سخت و جانفرسا را نه آنکه حس نمی کنم، بلکه فراموش هم می کنم . وقتی می بینم چه دلاورانی شانه های تنومندشان را در پشت این پرچم آبرومند که خانه من و میترایشان است حمایل کرده اند تا من بمانم؛ تا میترایشان ماناتر از همیشه تاریخ بدرخشد، تا دشمن خانگی بداند که در برابر چنین شیران شرزه ای، موشی بیش نیست."

 

 

آری ... 

دشمنان این مرز و بوم بدانند روزی خواهد رسید که اهتزاز افتخارآمیز پرچم شیر و خورشیدمان در همه آسمان گسترده خانه پدری امکان پذیر خواهد شد .

 

روحشان شاد؛ آنانی که جان شیرین خویش را در تحقق این آرمان بزرگ دستمایه ماندگاری حیثیت وطن نمودند. از آذرآبادگان تا هرمزگان، از کردستان تا بلوچستان ...

 

ما را از این پس پرچمی باید که یک رویش شیر و خورشیدمان تا ابدیت تاریخ جلوه بفروشد؛ و بر روی دیگرش تصاویر جان باختگان و به زندان درافتادگانمان در همه روزهای سیاه و زشت ، نقشی از غرور بیافرینند

 

پی نوشت : 

جهت اعتراض به نمايش تمسخر پرچم شير و خورشيد ، توسط هوشنگ توزیع, بهروز وثوقی , شيلا وثوق , ساحل اماني , منصور تائيد  ، 

 لطفا  امضا کنید 

 

   

+  یکشنبه هجدهم فروردین 1387   اشکان 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

کتایون عزیز؛ به بازی ای دعوت کرده که حکایت از سنت گره زدن سبزه در سیزده بدر و نیت ها و آرزو ها برای داشتن همسر و زندگی ایده آل است ! 

 

تعریف خودم رو از ایده آل به عنوان مجموعه اي از بايدها و نبايد ها كه بشر در راستاي رسيدن به هدفي تعريف مي كند ، میدانم . شاید هم مجموعه ای  عقلانی از باید ها و نباید ها ! به نظرم هر کسی میتونه ایده آل متفاوتی داشته باشه . چرا که باورهاي افراد متفاوت و هركس با توجه به توانايي خود ايده آل رو تعیین میکنه .

ايده آل بحث بين حقيقت و واقعيت است.

 

تعریف های متفاوتی  رو میشه از داشتن زن آینده مثال زد که همگی نوعی دید رو نسبت به ایده آل بیان میکنند .هر یک از ما نقشی در ذهن خود از زن ایده آل داریم. شاید این تصاویر ذهنی با یکدیگر تفاوتهای بسیاری داشته باشد ، اما بی شک به اشتراکاتی نیز دست می یابیم که نام بردن این ویژگیها میتواند ما را در ساخت تصویری جامع از زن در ذهن هدایت کند . این تصاویر با مختصات اخلاقی مانند: مهربانی ، صبوری ، خوش اخلاقی ، دلسوزی، و همچنین مختصات ظاهری مانند: داشتن اندام و قد مناسب ، داشتن آرایش یا ساده بودن ، پوشیده در لباس و چادر و یا آزاد در نوع پوشش ! متمایز میشود.

این همسر نیست که ایده آل رو در ذهن میسازه ، بلکه این خواست و نیاز ما از یک فرد در شرایط اجتماعی و فرهنگی یست که در آن رشد کرده ایم میباشد. به نظرم تا زمانی که الگو مناسبی رو از داشتن همسر در ذهن نسازیم و داشتن همسر ایده آل رو با شرایط فرهنگی و اجتماعی رشد کرده در آن نسنجیم ، نمیتوانیم به تعریف مناسبی از همسر ایده آل برسیم .

 

اعترافی رو میکنم که شاید تا به حال هیچ وقت نگفته باشم ! در زندگی مراحل سخت زیادی رو پشت سر گذاشتم اتفاقات ناخوشایند زیادی هم رخ داده ، سخت و طاقت فرسا تا جایی که دیگه امیدی نداشتم برای ادامه زندگی ، خیلی اتفاقات هم افتاده که میتونست تمام زندگیم رو تغییر بده  ، بعضیهاشون با اختیار و اراده خودم بوده و بعضیهاشون هم دست تقدیر تو کار بوده !

فعالیت های دانشجویی، اخراج از دانشگاه  ، فعالیت زیر پر و بال این حزب و آن گروه  ...  زندان و بازداشت و  سابقه سیاسی و تحت شعاع قرار گرفتن همه آن چه داشتم و به دست آورده بودم و میتوانستم بیافزایم به آن ! وقتی نیم نگاهی به گذشته و نگاهی به حال میندازم ، میبینم که اگر یک بار ، ده بار و صد بار دیگه امکان بازگشت رو داشته باشم ، باز هم همین راه رو انتخاب میکنم و باز هم همانی میشوم که هستم ! این انتخاب به این دلیل نیست که گویید در این راه موفق بوده ام !  خواندید قسمتی از آنچه را که به دست آوردم و بر باد دادند !!

 

در ادامه هم از دوستانم ، تهمینه ، فریده ، بیتا ، دعوت میکنم تا بنویسند از ایده آل هایشان !پروانه عزیز و دوست داشتنی هم خوشحالم میکنه اگر دعوت رو بپذیره و بنویسه .

 

بازی سیزده ، تهمینه

پرسه در بازی ایده آل ها، بیتا یاری 

بازی ایده آل، پروانه

 

 

پی نوشت کمی مرتبط :

بچه که بودم بر اساس "گفتار" مردمان راجع به آنها قضاوت می کردم .

در دوران نوجوانی متقاعد شدم که برای قضاوت راجع به دیگران باید به "اعتقادات" آنان توجه کرد و نه گفتار آنان! سالها طول کشید تا بنا گذاشتم که بر اساس "رفتار" مردمان راجع به آنان قضاوت کنم . اما این اواخر پا را از این هم فراتر نهاده ام و فقط بر پایه "نتیجه رفتار" مردمان راجع به آنان قضاوت می کنم .

 

این تنها تغییریست که در صورت بازگشت به گذشته ، نکته آخر رو از ابتدا اجرا خواهم کرد !

 

+  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387   اشکان  * 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

امروز روزی است که این تن زاده شد
با درد مادرم و دلهره ی پدرم
و من هنوز تولد نیافته ام !
چرا که در گورستانی هستم که هیچ چیز زاده نمی شود و همه چیز بوی مرگ می دهد
گاه حسرت می خورم که چرا به تن زاده شدم ؟
و به حماقت خدایی که نمی دانم کجاست قهقهه می زنم
و به او شِکوه سر می دهم
اویی که همیشه همچون لچکی بر خاک می افتد!
جلوی پایم
مرا دوست بدار!
مرا بپرست!

آخر اینجا کجاست ؟؟؟

جایی که هر روز
در خیابان زنی لگد مال می شود !
در خانه ای که کودکی میگرید از ضعف دل !
در کوچه هایی که مردان این سرزمین به خاک مالانده میشوند !

انسان هایی که کشته می شوند
و کسانی که می کشند !
اینها ...
وجودم را پر از اشک می کند!
و پشیمان از زاده شدن تن

من هنوز متولد نشده ام
من زمانی متولد می شوم که
 
آزاد باشم
 
ما باشم
من در " ما  " متولد میشوم  ...

 

+  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387   اشکان  * 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin